آیا ما می توانیم از خدا راضی نباشیم آیا بندگان خوب خدا و بی گناهان که اسیر فتنه بندگان ناکس و ناجور خدا هستند و سالها هم استقامت می کنند صبر و شکر جمیل می کنند به آب و آتش می زنند تا راهی پیدا کنند اما همه درها برویشان بسته می شود می توانند از خدا راضی نباشند
وقتی پیامبران ما مثل حضرت زکریا که تا زمان پیری صاحب بچه نمی شد اما از خداوند هرگز ناراضی وناامید نبود ما چگونه می توانیم از خداوند راضی نباشیم
وقتی که از خداوند راضی نباشیم طبیعتا تحت تاثیر قرار می گیریم و قدرت و توان خودمان را برای ادامه زندگی از دست خواهیم داد پس بهتر است از خداوند راضی و خشنود باشیم هرچند که مثل یوسف صدیق بی گناه اسیر فتنه بخیلان و هوسبازان شده باشیم
وقتی خداوند بهترین یار و یاور انسانهاست و بهترین روزی دهنده پس چگونه می شود از خدا ناراضی بود من در اوج علم و عرفان قرار گرفتم یک عاشق به تمام معنا در اوج صداقت و ایمان و فداکاری که صددرصد مورد تائید بزرگان قرار گرفتم اما این بخیلان و هوسبازان بودند که به من در این مقام والا بد کردند و سالها سعی کردم با صبر و شکر جمیل جوابشان را بدهم اما نشد که نشد
نه تنها حیا نکردند بلکه بی رحمی و بی غیرتی و بی حیائی را به اوج رساندند نمی شود از خداوند راضی نبود اما بعد از جوروجفاهای بی حد و اندازه مغرضان و مغروران و منفوران چه باید کرد کسانی که فقط خداوند می تواند از عهده اشان بربیاید و تازمانی که به خشم و غضب پروردگار گرفتار نشده اند بی نهایت مردم آزاری می کنند و این برای نیکوکاران دردسر می باشد چون مانعی برسر راه پیشرفت و رشد و شکوفائی آن عزیزان هستند
و درصدد تخریب و تحقیر و تضعیف نیکوکاران عاشق تلاش و فعالیت می کنند و دیگران را هم تحت تاثیر خودشان قرار می دهند و این یعنی چه انسان سردر نمی آورد چگونه می شود که چنین دشمنانی داشته باشی آنهم با وجود خداوند که وعده پشتیبانی داده است و سالها منتظر وعده های خداوند چگونه می شود ماند در حالی که هرروزش باندازه یک سال زجر می کشی و اصلا قابل تحمل نیست و این صبر خداوند برستمکاران آنهم در اوج نیکوکاری چشمها را از کاسه در می اورد و جانها را به لب می رساند پس راضی نبودن از خدا هم چاره ساز نیست
و از یک طرف هم واقعا کفر انسان در می آید و حق هم با توست چون انتظار و توقع اذیت و آزار در اوج جوانمردی اصلا و به هیچ وجه نداری و این کارها و سنگین و سبک کردنها را دشوار می سازد
خدایا داستان عاشقان را در اوج صداقت و ایمان و فداکاری که از بخیلان و هوسبازان اذیت و آزار می شوند را به گوش دلهای دریا و قلبهای شیر برسان توئی بخشنده و مهربان و توئی بهترین خدایا قبل از اینکه نیکوکارانت کفرشان در بیاید و از کوره دربروند و تحت تاثیر یاران شیطان قرار بگیرند با دستهای غیب یاریشان بنما و کمکشان کن تا سربلند شوند و همه را خوشحال کنند چون واقعا بی انصافی و شرم آور است که یک عاشق آنهم در اوج صداقت و ایمان و فداکاری به جائی برسد که بگوید خداوندا از تو راضی نیستم چون تحمل اینهمه اذیت و آزار و سختی و بحران را بعد از یک عمر صبر و شکر جمیل ندارم مثل داستان ایوب پیامبر که فرمود خداوندا مرا شیطان به رنج و بحران و دردسر انداخته و توئی بخشنده و مهربان
حیف است انسان عاشقی آنهم در اوج سالها در تنگنا قرار بگیرد و خداوند خیلی دیرتر از حد معمول کمکش کند این فاجعه است شرم آور و بی انصافیست چون سوء تفاهم های زیادی به همراه دارد سوء ظن های دردسر سازی بوجود می آورد که اصلا قابل تحمل نمی باشد
خداوندا به ما ایمان و همت و قدرت لازم را عطا بنما تا سرافراز بشویم و همه را خشنود سازیم
کاش خون دانشمندان و ثروتمندان و ستاره های محبوب پروردگار برای حمایت و عنایت و همکاری با فداکاران در هرگوشه ای از این دنیا پهناور که هستند مخصوصا در روستاها که در اوج غربت فداکاری و جانبازی می کنند مثل تائب با صخا در ابرسج به جوش بیاید و چنین عزیزانی را به کوری دلهای سیاه و چشمهای شور دریابند که مثل یوسف صدیق سربلند شوند و همه را خشنود گردانند کاش بشود




آنگاه که غرور کسی را له میکنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!
آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!!



