عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
جان رفت درسرمی و حافظ به عشق سوخت عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
به به این پیام همه فداکاران عالم می تواند باشد به همه بندگان توانای خدا در سراسر جهان که به فریاد عاشقان جان برکف باید رسید نباید چنان از عاشقان غافل ماند که ناله هایشان جهان را پرکند نباید نسبت به عاشقان بی تفاوت و بی توجه بود
باید در تبلیغ و تشویق و ترغیب و تقویت عاشقانه همه با هم همت و تلاش کنیم که اگر خیر و برکت و عزتی هست فقط از عاشقان است دعای آن عزیزان است که خداوند اندک نظر رحمتی به ما دارد و بلاها و مصیبت ها را از ما دور می کند
حافظ فرموده است عیسی دمی کجاست که احیای ما کند قشنگ که بنگریم می فهمیم از همان زمانهای قدیم ضدهمکاری با فداکاران بوده است عدم حمایت و همکاری با فداکاران بوده است من سالهاست که برای پرنور شدن چراغ صخا از این دنیای بزرگ و باعظمت حداقل یک دانشمند و یک ثروتمند خواستم تا بتوانم با پرنور کردن چراغ صخا روستایم را گلستان کنم و دل هزاران نفر را شاد و خرسند نمایم
همان منظور و هدفی که حافظ داشته است یک نفر کافیست تا این چراغ پرنور گردد اما همه باید زمینه را فراهم کنیم دعا کنیم آرزو کنیم از خدا بخواهیم نه فقط تائب تک و تنها آرزوی خوشبختی و سلامتی و گلستان شدن روستایمان را داشته باشد
این شرم آور است این از انصاف بدور است و یک تائب هم بدون حمایت و همکاری و یا با ضدهمکاری و معوقات همراه باشد و اینگونه نه تنها تک و تنها بلکه مزاحمت های اینچنینی هم داشته باشد بجای حمایت و همکاری جوروجفا دیده شود
دردم نهفته به زطبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
اینهمه نوجوان و جوان داشتیم و هیچ کس در اندیشه گلستان کردن خودش و خانه و خانواده اش و روستایش نبوده است و فقط تائب در اوج جوانی صداقت وایمان و فداکاری را به اوج رساند و فقط حمایت و همکاری حتی با دعا کردن هم راضی و خشنود بود بسیاری همین دعا کردن هم دریغ ورزیدند و خیلی از درد دلهای دیگر که فقط باید به خداوند گفت فقط باید فرشتگان ببینند و افراد صالح در سراسر جهان بشنوند که خدا از غیب حامی و پشتیبان گردد
از خداوند معرفت خواستم صخا را به من داد ایمان و همت و قدرت خواستم صخا را به من داد








