صخا(صندوق خانوادگی ابرسج)

با سلام: در سال 1379 موفق به افتتاح صندوق قرض الحسنه(صخا) شدم.که با حمایت خوبی مواجه شدم.و خدمات بی نظیری ارائه نمودم.خدمتی که با صداقت و ایمان همراه بود.

صخا(صندوق خانوادگی ابرسج)

با سلام: در سال 1379 موفق به افتتاح صندوق قرض الحسنه(صخا) شدم.که با حمایت خوبی مواجه شدم.و خدمات بی نظیری ارائه نمودم.خدمتی که با صداقت و ایمان همراه بود.

صخا(صندوق خانوادگی ابرسج)

02332538215
با سلام:
صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید
من عاشق بیل گیتس هستم چون تائب هستم و تائب عاشق کسانیست که همه ثروتشان را وقف خیریه کرده اند چون خودم داروندارم را وقف صخا کرده ام
داستان صخا را به گوش دلهای دریا و قلبهای شیر برسانید(تائب)
در سال 1379 موفق به افتتاح صندوق قرض الحسنه(صخا) شدم.که با حمایت خوبی مواجه شدم.و خدمات بی نظیری ارائه نمودم.خدمتی که با صداقت و ایمان همراه بود.
خداوندا به من ایمان وهمت وقدرت لازم را عطا بنما تا همگی را سرافراز نمایم و با صخا خدمتگذارخوبی بهر دردمندان باشم
بدین شعر ترو شیرین زشاهنشه عجب دارم که سرتا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد
شماره حساب 2917081150صخا ابراهیمی نوروزی -جاری تجارت
کرامت عرفان حمایت آسان
تلفن02332228024و02332538215و09127732812 ایده روزقرض الحسنه نخستین بار توسط تائب در صخا ابرسج
صخا بزرگترین صندوق قرض الحسنه خانوادگی در ایران
حواسمان به یاران مهربان بیشتر باشد
با پرداخت بموقع اقساط صندوق را در وام دهی آسان یاری نمائید
هرکس را امین یافتید متهم نکنید
سال 1395سال حمایت بهتراز صخا باشد صخا
سال 94هشتم دی تولد پیامبر به صرف شام جشن بزرگ صخا برگزار گردید
همه ساله تولد پیامبر جشن بزرگ صخا برگزار می گردد سال95بیست و هفتم آذر
همه ساله نهاردوم محرم حسینیه سیدالشهداء ابرسج با صخا می باشد
حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری
صخا ازمعجزات علم و عرفان صخا لطف و عنایتهای یزدان
2917081150صخا ابراهیمی نوروزی جاری تجارت

۲۰۵ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

درود بر شرف و غیرتتان، تسلیت به خانواده های بازماندگان ساختمان پلاسکو

عمق فاجعه این حادثه به اندازه ای زیاد بود که همه ایرانیان حتی همه خارجیانی که در ایران زندگی می کنند چنان تحت تاثیر قرار گرفته اند که حد و اندازه ندارد 

این فاجعه بزرگ که تلفات جانی و مالی فراوانی داشته است همه بزرگان و معروفان و مشهوران را به عرض تسلیت واداشته است عرض تسلیت به خانواده های فداکارانی که در حین انجام خدمت و مهار کردن آتش جان خودشان را از دست داده اند و همه ایرانیان را در سراسر جهان داغدار نمودند 

ما هم در قرض الحسنه و خیریه صخا مراتب همدردی و تسلیت خودمان را به خانواده های محترم این عزیزان اعلام می داریم و برای شادی روح آن عزیزان دعا می کنیم 

باشد که خداوند اجر جزیل و صبر جمیل به همه ایرانیان عزیز و گرامی مخصوصا خانواده های این عزیزان عطا نماید و همین جا یادی می کنم از باجناق و خواهر خانم خودم که دو سه هفته پیش در روستای زیارت گرگان دچار گازگرفتگی شدند و ما را داغدار نمودند 

و این را هم جهت تسکین درد خانواده های داغدار حادثه پلاسکو عرض می کنم که ما انسانها و بنده های خداوند هیچ چاره ای جز صبر و شکر نداریم و باید تسلیم خداوند باشیم 

و فقط با حمایت و همکاری و مهربانی و صداقت و ایمان در این دنیا زندگی کنیم و هیچ چیز به اندازه مهربانی و خدمتگزاری و فداکاری ارزش ندارد 

این فداکاران هم روحشان شاد و یادشان تا ابد گرامی خواهد ماند و مرگ با عزت و باشرافتی داشتند چون همه ایران داغدار شدند و تحت تاثیر قرار گرفتند 

بازهم درصخا این داغ گران را به همه شما هموطنان گرامی چه درداخل کشور و چه در خارج از کشورعزیزمان ایران تسلیت عرض می نمائیم 

امیدوارم خدمات قرض الحسنه و خیریه صخا باعث شادی روح همه اموات گردد و ما هم به عشق همه اموات بتوانیم خدمات آسان به قرض داران و گرفتاران ارائه بنمائیم 

صخا خدمتی همراه باصداقت و ایمان می باشد  تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

در کنار آتشنشان‌های جان‌فشان قلبم برای کسبه‌ای می تپد که دو ماه مانده به شب عید جلوی چشمشان اندوخته‌هایشان بر باد رفت. نکند در میان این شلوغی آنها را از یاد ببریم

آفرین به همه دانشمندان و ورزشکاران و هنرمندان و همه معروفان و مشهورانی که با خانواده های این فداکاران ابراز همدردی کردند و تسلیت گفتند مرحبا به غیرت و رحم و خجالت همه شما عزیزان که باعث افتخار و سربلندی و سرافرازی ما هستید و خداوند را هم از خودتان خشنود می سازید 

به مالت نناز به شبی بند است به حُسنت نناز، به تبی بند است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۵
ابوالفضل ابراهیمی

صخا به نفع قرض داران و دردمندان افتتاح شد و خانواده ای مظلوم و فداکار در این همت و تلاش شرکت کردند و سالها خدمات قرض الحسنه و خیریه ارائه دادند 

اما به نفع صخا چه کسانی می توانند حمایت و همکاری کنند و چه کارهائی میشود در تقویت صخا انجام داد که خداوند خشنود شود و یک خانواده بسیار فداکار سرافراز شوند 

و بهترین کاری که باید برای این کار خداپسندانه و مردم پسند انجام بدهیم چه می تواند باشد که یک مطالعه و بررسی عمیق و مفید لازم دارد 

همه کسانی که توان حمایت و همکاری دارند باید این موقعیت مناسب را که یک عارف و عاشق بوجود آورده است را قدر بدانند ارزش قائل بشوند تا خداهم خشنود گردد 

حمایت و همکاری و تقویت خوبان خشنودی خدا را در پی دارد و خیر و برکت فراوان نصیب و روزی همه می شود که این خواست پروردگار مهربان می باشد 

به نفع صخا هرچه که اضافه داریم وقف و صرف کنیم تا خدمات آسان و اعتماد و اعتبار فراوان به همراه داشته باشد و یک چراغ پرنور و پرحرارت گردد 

به نفع صخا همه را تحریک و تشویق کنیم وقتی که این کار به نفع همه است مخصوصا دردمندان و قرض داران پس بهانه ها و گلایه ها را کنار بگذاریم تا جایش را خیر و برکت و وسعت بگیرد 

صخا از معجزات علم و عرفان  صخا لطف و عنایتهای یزدان 

پس آیا این مجموعه با این سخنان زیبا و اشعار و مقالات روشن و واضح لایق و شایسته نیست که به نفعش کارهای بزرگی انجام بدهیم و قدمهای محکمی برداریم 

پس انسانهای توانا هرچه زودتر به نفع صخا و به نفع تائب این فداکار مظلوم خودشان را نشان بدهند دلهای زیادی را گرم کنند خداوند را از خود راضی و خشنود کنند 

به مالت نناز به شبی بند است و به جمالت نناز به تبی بند است 

مردی ثروت زیادی داشت و صاحب قصری مجلل و غلامان و کنیزان بسیاری بود. روزی با خَدَم و حَشَم به حمام رفت. وقتی وارد خزینه حمام شد، غلام مخصوصش قلیان جواهرنشانی را برایش چاق کرد و هر بار که سر از آب بیرون می‌آورد، قلیان را به دهان او می‌گذاشت. مرد چند پک به قلیان می‌زد و دوباره زیر آب می‌رفت. یک مرتبه که سرش را از آب بیرون آورد، با خودش گفت: آیا کسی از من بالاتر هست؟ آیا ثروت مرا کسی دارد؟ در‌حالی‌که غرور او را فرا گرفته بود، با همین افکار به زیر آب رفت. بار دیگر وقتی سرش را از آب بیرون آورد، نه غلامی دید و نه قلیانی. غلامش را صدا زد، ولی خبری از او نبود. دلاک‌های حمام با شنیدن صدای او جلو آمدند. مرد فریاد زد: لباس‌های مرا بیاورید! ولی با کمال تعجب دید دلاک‌ها، دلاک‌های همیشه نیستند. ازاین‌رو، خودش از آب بیرون آمد تا لباسش را بپوشد، ولی دید یک دست لباس پاره و کهنه به جای لباس‌هایش گذاشته‌اند، با عصبانیت گفت: پس لباس‌های من چه شده؟! استاد حمامی و دلاک‌ها آمدند و گفتند: تو هر روز که به حمام می‌آیی، لباس کهنه‌های خودت را می‌گذاری و لباس گران‌قیمت و نو مشتری‌ها را می‌دزدی. خوب گیرت آوردیم! پس او را گرفتند و حسابی کتک زدند و لباس پاره‌ها را به او دادند و از حمام بیرونش کردند. وقتی مرد وارد کوچه شد، دید این شهر، شهر دیگری است و شهر خودش نیست. ناچار در شهر گشت تا شب شد. گرسنه و خسته شده بود و جایی برای استراحت نداشت. ازاین‌رو، مجبور شد شب را در تون حمامی بگذارند. وقتی وارد تون حمام شد، سفره نانی را در آنجا دید. دانست که سفره نان، برای تون تاب است. سفره را باز کرد و مشغول خوردن شد. سپس شب را همان جا به سر برد و نزدیک صبح تون حمام را آتش کرد و با خود گفت: حال که نان تون تاب را خورده‌ام، باید در عوض حمامش را گرم کنم. وقتی تون تاب آمد، مرد گفت: ای رفیق! نان تو را من خورده‌ام، ولی در عوض تون حمام را آتش کرده‌ام و اکنون حمام گرم است. تون تاب از او خوشش آمد و او را پیش خود نگاه داشت. چند روز گذشت و صاحب حمام مرد را زرنگ و فعال دید. ازاین‌رو، وی را جامه‌دار حمام کرد. چون در این کار نیز زرنگی و درست‌کاری به خرج داد، حمامی از او خوشش آمد و دخترش را به عقد او درآورد. پس از چند سال دختر حمامی صاحب فرزند شد و چیزی نگذشت که حمامی مُرد و ثروت او به دخترش رسید. آنها زندگی خوبی داشتند، با این حال، مرد هر شب که به خانه می‌آمد، افسرده به فکر فرو می‌رفت و با کسی حرف نمی‌زد. سرانجام شبی همسرش از او پرسید: تو را به خدا، به چه فکر می‌کنی؟! با اصرار زن، مرد ماجرایش را از اول تا آخر برایش گفت. زن به وی گفت: وقتی انسان صاحب ثروت می‌شود، نباید به مالش مغرور گردد. حال که چنین اتفاقی افتاده، به پشت بام برو، پلاس سیاهی به گردن بینداز و به درگاه خدای متعال توبه کن و از خدا بخواه تو را به شهر و خانه خودت باز گرداند، ولی قول بده اگر دعایت مستجاب شد، من و این دو بچه را فراموش نکنی. مرد پذیرفت و با دل شکسته و پردرد به پشت‌بام رفت، پلاس سیاهی به گردن انداخت و دو رکعت نماز حاجت خواند. سپس به درگاه خداوند نالید و توبه کرد و در حال مناجات به خواب رفت. با صدای اذان صبح، سراسیمه بلند شد و نماز صبح را خواند و از همسرش خداحافظی کرد و به سوی حمام به راه افتاد. وارد حمام که شد، لباسش را عوض کرد و به داخل خزینه رفت. وقتی سرش را از زیر آب بیرون آورد، غلامش را قلیان به دست بالای سرش دید. خواست غلام را سرزنش کند که غلام زودتر گفت: آقا! این بار دیرتر از همیشه از زیر آب بیرون آمدی، چند دقیقه است که منتظر شما هستم. مرد حقیقت ماجرا را فهمید و شکر خدا را به جا آورد. سپس از خزینه بیرون آمد، غلامان لباس‌هایش را حاضر کردند، لباسش را پوشید و به خانه رفت. وقتی به خانه رسید، همسرش به او گفت: امروز کمی دیرتر از حمام آمدی؟ مرد با تعجب گفت: چند سال است که من رفته‌ام، ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم، ولی همسرم می‌گوید: امروز دیرتر آمدی. آن‌گاه به قدرت خدای بزرگ پی برد و این بیت را سرود: به مالت نناز به شبی بند است * به حسنت نناز به تبی بند است سپس چند نفر از غلامان را به همان شهر فرستاد تا همسر و فرزندانش را بیاورند. غلامان به آن شهر رفتند و همسر و فرزندانش را نزد وی آوردند. از آن پس مرد ثروتمند تا آخر عمر ناشکری نکرد و به خود مغرور نشد و ثروتش را در راه خدا خرج کرد.(1)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۲
ابوالفضل ابراهیمی

کسی که دلش برایتان می سوزد آیا می تواند آن شخص غیر از یک عارف و عاشق و شاعر و نویسنده باشد آیا می تواند آن شخص غیر از یک فعال و فداکار و جانباز باشد 

که جانش را آبرو و اعتبار و اعتمادش را وقف و هزینه و خرج شما می کند کسی که دلش برایتان می سوزد آیا می تواند غیر از یک شب زنده دارو سحرخیز و اذان گو و باهمت در فرهنگ و ورزش باشد 

که شب و روز و وقت و بی وقت در حالت دعا و آرزوهای خیر می باشد 

کسی که دلش برایتان می سوزد آیا می تواند غیر از یک دلسوز و نیکوکار باشد 

کسی که دلش برایتان می سوزد آیا نباید دل شما برایش بسوزد و در تبلیغ و تشویق و تحریکش کوشا باشید آیا نباید در برابر مغرضان و مغروران و منفوران این ناجوانمردان پست فطرت حامی  پشتیبان و یار و یاورش باشید و سربلند و سرافرازش کنید 

آیا نباید با حمایت و همکاری قلبش را راضی و خشنود کنید کسی که دلش برایتان می سوزد آیا می تواند غیر از یک خوش فکر و خوش اندیشه باشد که همیشه به یاد شما و اموات شما هست 

و خودش سوز و سرمای بخیلان و هوسبازان و نامردان روزگار را تحمل می کند تا شما گرم شوید و از چراغی که روشن کرده است و تنوری که گرم نموده است بهره مند شوید 

کسی که دلش برایتان می سوزد آیا نباید همت و تلاش کنید کوشش کنید دعا کنید و آرزو کنید که دل شما هم برای چنین کسی بسوزد 

آیا نباید از خداوند برای چنین شخصی آرزوی خیر و برکت و عزت و سرافرازی و سربلندی کنید 

آیا نباید برای چنین شخصی با شیطان و یاران شیطان مبارزه کنید 

آیا نباید برای معجزه و کرامتی که نصیب و روزیتان کرده است شکر و سپاس پروردگار را بجا بیاورید 

آیا نباید برای جلب توجه و جذب دانشمندان و ثروتمندان معروف و مشهور جهان بسودش و بسود خودتان کارهائی انجام بدهید و نمایش شکر و سپاس شما را همه جهانیان مشاهده کنند 

آیا نباید هنر حمایت و همکاری شما را در مواجه با فداکاران عالم و آدم مشاهده کنند 

کسی که دلش برای شما می سوزد آیا نباید داستانش را از زبان شما همه مردم جهان بشنوند و خاطراتش را با بیانی ساده و روشن مردم بخوانند 

کسی که دلش برایتان می سوزد آیا نباید الگوی نوجوانها و جوانهای شما بشود پس همت و تلاش کنید تا بشود و حتما هم می شود چون خداوند پشتیبان چنین اشخاصی هست و آنها بدستور خداوند و پیامبران دلسوز شده اند و در راه دلسوزی زحمت زیادی را متحمل گردیده اند 

صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد  تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

به مالت نناز که به شبی بنده به جمالت نناز که به تبی بنده

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۹
ابوالفضل ابراهیمی

دردم از یاراست و درمان نیز هم            دل فدای اوشد و جان نیز هم 

محتسب داند که حافظ عاشق است      وآصف ملک سلیمان نیزهم 

خیلی درد دارم چرا یک انسان عارف و عاشق و شاعر و نویسنده نباید یک چنین حرفی را بزند چون تمام جهان یار و رفیقش هستند همه دنیا را دوست دارد و همه دنیا هم او را دوست دارند 

چون از همه به خداوند نزدیک تر است زحمتی که یک چنین شخصی برای نزدیک شدن به خدا کشیده است دیگران نکشیده اند پس باید هم از همه نزدیک تر به خدا باشد

بعد از همه این حرفها آیا حق دارم که درد داشته باشم یا نه درد ما بیشتر از همه است چون ما انتظاری به جز عشق و صداقت و جوانمردی و راستی نداریم چون جواب خوبی باید خوبی باشد 

ما همان یوسفیم که انتظار و توقع نداشتیم و نداریم که به چاه و زندان بیفتیم ما که در چاه و زندان هم دعاگوی دشمنان فریب خورده خود هستیم 

ما که صاحب پندار و گفتار و کردار نیک هستیم و برای بدست آوردنش از دل و جان مایه گذاشته ایم آبرو و اعتماد و اعتبار خودمان را خرج و وقف اینکار کرده ایم 

ما که از هستی و نیستی خودمان در راه خدا گذشته ایم و شب و روز در اندیشه خداوند و پیامبران و اولیاء خداوند و فرشتگان و افراد صالح هستیم و سعی و تلاش و دعا و آرزوهای خیر ما سعادت و خوشبختی مردم است و عاقبت ما را هم خداوند معلوم کرده است 

پس چرا بازیچه مکاران و مغروران و مغرضان و منفوران و هوسبازان می شویم آیا این درد ندارد 

دشمنان ما هم می دانند که خداوند دشمنشان می باشد و عاقبتشان معلوم و واضح و روشن است پس چرا در تخریب و تحریک و تضعیف ما تلاش می کنند و سدراه پیشرفت و رشد و شکوفائی ما می شوند و مردم را از خدمات آسان و راحت ما که از برکت نام و یاد خداوند بدست آورده ایم محروم و ممنوع می گردانند آیا اینها درد ندارد 

ما که می دانیم و آنها هم خودشان خوب می دانند که چه عاقبت شومی در انتظارشان است و چه عاقبت خوبی در اختیار ماست پس چرا مغرورانه خودشان را به آتش خشم و غضب خدا گرفتار می کنند و ما هم طبیعتا ناراحت می شویم چون چیزهائی که ما ازالطاف خدا می دانیم آنها نمی دانند آیا اینها درد ندارد خیلی درد دارم آنوقت می پرسید چرا 

وقتی که می دانم عده ای خیلی راحت به لطف و عنایت خداوند پشت پا می زنند و همه را بی نصیب و بی بهره می کنند درد می کشم 

وقتی که می بینم این زمینه صخا را خیلی سخت بوجود آوردم و خیلی راحت می شود پرخیر و برکت کرد با یک حمایت و عنایت خداپسندانه اما نمی کنند درد نداشته باشم 

این زمینی که با هزاران سختی و محنت و صبر وشکر جمیل و هزینه و تاوانهای سنگین آماده کرده ام و با قدرت نویسندگی و اشعار بهترین تبلیغات را داشته ام فقط یک نمی باران می خواهد و دریغ می ورزند و مانع می شوند و بخل و کینه و حسادت می کنند درد نداشته باشم 

وقتی که می بینم از زور بخل و کینه دربند خودشان و خشم و غضب خدا نیستند درد نداشته باشم 

خیلی درد دارم برای اینکه ضدهمکاری ها کاملا واضح و روشن است کاملا شیطان مسلط و چیره است وقتی می بینم یک فداکار در اوج جوانمردی و فداکاری پایمال است یک عارف و عاشق و شاعر و نویسنده در اوج صداقت و ایمان پایمال است نه تنها من که خداهم درد دارد 

دردش را در داستان یوسف و برادران و یوسف ذلیخا و موسی و فرعون شعیب و قومش هود و صالح و ابراهیم و عیسی و محمد و نوح و همه پیامبران و قومشان فرمود به جهانیان اعلام کرد به نمایش گذشتگان و اکنونیان و آیندگان درآورد 

صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد  تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

درد دارم چون علیرغم اصرار و پافشاریم بر این بیت شعر باز هم جهانی نشده ام نویسندگان و شاعران معروف و مشهور مشاهده ام نکرده اند پس درد دارم و درمانم هم مشخص و معلوم شد  

خیلی درد دارم چون درد خیلی ها را می توانم بسیار راحت و آسان درمان باشم اما ضدهمکاریها نمی گذارند مانع و سدراه شده اند و توسط دانشمندان و ثروتمندان معروف و مشهور هم که می توانند کنارشان بزنند اما نمی زنند 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۳
ابوالفضل ابراهیمی

تائب سرپرست قرض الحسنه صخا فعال و فداکار در قالب قرض الحسنه و خیریه و یک انسان عارف و عاشق و شاعر و نویسنده است که تقریبا با فیلمنامه نویسان همکار می باشد 

و عشق و علاقه تائب صداقت و ایمان تائب و فعالیت و فداکاری تائب همه اینها باعث و بانی یک ایده بسیار خوب و زیبا چون صخا شده است که می تواند روستاهای جهان را گلستان کند و مشکلات مردم را براحتی حل نماید صبر و شکر جمیل تائب و استقامت و پایداری این سرپرست بسیار عاشق درراه قرض الحسنه و دفاع از کاری انساندوستانه همچون قرض الحسنه و خیریه صخا و دفاع از انسانی بسیار دلسوز و نیکوکار همچون تائب که نزدیکیش به خداوند می تواند برای همه مردم مخصوصا کشاورزان و دامداران این تولیدکنندگان مظلوم مایه خیر و برکت و عزت و سربلندی باشد 

همه  این ویژگیهای منحصر به فرد می تواند برای جامعه یک داستان و فیلم و سریال بسیار جذاب و خوب داشته باشد که مایه تحریک و تشویق و ترغیب گردد 

داستان زندگی تائب می تواند یک درس عبرت خوب برای اکنونیان و آیندگان بشود یک سریال و فیلم پرفروش و جذاب برای همه دست اندرکاران سینما و تئاتر کشورمان و جهان باشد 

تائب سرپرست صخا با از خودگذشتگی و ریاضتهای سخت و طاقت فرسای عرفانی خودش را مورد تائید بزرگان کرد تا بتواند برای همه مردم جهان منشاء خیرات و برکات بسیاری بشود 

اگر این فداکار مورد حمایت و همکاری قرار بگیرد می تواند برای همه مردم ارزشهای بسیاری داشته باشد چون پندار و گفتار و کردار خودش را از برکت اشعار و احادیث و روایات و آیات پروردگار و مطالعه در سخنان بزرگان جهان نیک کرده است و این نیکی که خداوند همیشه پشتیبانش می باشد از قدیم و اکنون و آینده همه می دانیم خداوند پشتیبان و حامی نیکوکاران است و کسانی که در راه نیکوکاری همت و کوشش می کنند و صبر و شکر جمیل می نمایند 

و درراه خشنود کردن مردم قدمهای محکمی برمی دارند و دعا و آرزوهای خوب می کنند 

همه اینها نوید و مژده یک خیر و برکت عظیم را می دهند که ای کاش پاسخ فداکاری تائب حمایت و همکاری صمیمانه بشود تا نتیجه های مطلوب ظاهر گردند 

ازفیلمنامه نویسان محترم و عزیز و گرامی تقاضا می کنم به تائب عنایت و توجه ویژه داشته باشند تا ضمن بهره بردن خودشان دیگران را هم بهره مند سازند 

وظیفه همه کسانی که می توانند از یک انسان بسیار فداکار حمایت و همکاری کنند و درراه پیشرفت و رشد و شکوفائی یک نیکوکار موثر باشند این است که خیلی زود دست بکار شوند و فرصتی گرانبها را که تائب با رنج و اندوه فراوان دراختیار این نسل قرار داده است را غنیمت بشمرند 

و مردم را از بهره های فراوان با بی توجهی و بی تفاوتی محروم و ممنوع نگردانند که نزد خدا شرمنده و غمگین خواهند شد 

صخا خدمتی همراه باصداقت و ایمان می باشد   تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

ساده که باشی پشت حرف‌های آدم‌ها دنبال منظور نمی‌گردی، برای جواب دادن به آدم‌ها  دنبال هدف نمی‌گردی. ساده که باشی دنبال سود خودت نیستی، دنبال ضرر زدن به کسی که ازش بدت بیاید نیستی. ساده که باشی برای سلام دادن به آدم‌ها مشتاقانه چشمت دنبالشان می‌دود. ساده که باشی همیشه به دیگری حق می‌دهی. خودت خودت را توجیه می‌کنی… شاید ناراحت بوده، شاید مشکلی داشته. اصلا  شاید حق با او باشد. حالا چه اهمیتی دارد؟ این‌ها حرف‌هایی است که به خودت می‌گویی تا زودتر ناراحتی‌ات را فراموش کنی، تا نخواهی کسی را از دست بدهی…ساده که باشی زود به زود دلت برای آدم‌ها تنگ می‌شود. برای آن‌هایی که راحت با تو سرد می‌شوند. برای آن‌ها که بارها بخشیده‌ای و به روی خودت نیاورده‌ای، برای آن‌ها که عوض کارهاشان گله کنی بدهکار می‌شوی… در جواب اس ام اس هایت پاسخ شما؟! دریافت می‌کنی، اما هنوز دلت نمی‌آید اسم دوست‌های پنج سال پیش دانشگاهت را از لیست تماس‌های گوشی پاک کنی. ساده که باشی بچه بازی‌ها را یادت می‌رود، اما خوبی‌ها را فراموش نمی‌کنی. دوست داری خاطره‌های خوب را، عزیز نگه داری. ساده که باشی از یک سوراخ بارها گزیده می‌شوی …چون ساده بودن توی خون آدم‌هاست. ساده که باشی از اولش ساده‌ای، تا آخرش ساده‌ای…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۰
ابوالفضل ابراهیمی

صخا از معجزات علم و عرفان  صخا لطف و عنایتهای یزدان 

تائب سرپرست صخا دل به خداوند داد دعا و آرزوهای خیر داشت نیت گره گشائی و نان رسانی و مشکل گشائی کرد پروردگار بزرگ و مهربان هم هوایش را داشت و صخا را به او هدیه کرد 

تا در قالب قرض الحسنه و خیریه به مردم خدمات ارائه بدهد به همین راحتی دروازه رحمت را برویش باز کرد باورتان بشود با دو تا هزارتومانی در سال 1372صخا افتتاح شد 

و نظر فرشتگان و انبیاء و اولیاء و افراد صالح بود که این صندوق خانوادگی با تائب و همسرش شروع شد و کم کم امید آمید و دخترم و بعد هم دوستان و اقوام و همین طور ادامه داد تا به اکنون هرچند ضدهمکاری ها و ناسپاسیها مانع رشد و پیشرفت و شکوفائی بالاتری شد 

اما این کار ریشه زده است و فقط با یک ابرمیلیاردر به اوج ماه خواهد رسید پس شما هم هوای عاشقی همچون تائب را داشته باشید که عاشقانه کارآفرین شده است و با همین ایده می تواند ابرسج را گلستان کند و همه روستاهای جهان را گلستان نماید اما این فداکار حمایت و همکاری می خواهد این عاشق و جانباز و خانواده فداکارش حمایت و عنایت می خواهند 

خداوند لطف و عنایت کرد به تائب به پاس خدمات ارزنده اش به پاس همت و کوشش در راه حافظ و قرآن و شب زنده داری و سحرخیزی و اذان و نماز و روزه شما هم لطف و عنایت خودتان را نشان بدهید هوای عاشقان و فداکاران را بیشتر از دیگران باید داشته باشید تا سربلند و سرافراز به مردم خدمات ارائه بدهند اگر فداکاری همچون تائب خدمات سخت و دلگیرکننده ارائه بدهد 

برای شما بسیار بد است چون حمایت و همکاری واجب و الزامی است من اگر فداکاری نمی کردم هم کسی جلویم را نمی گرفت اما وظیفه خودم دانستم و کردم اما حمایت و همکاری نکنید خداوند و فرشتگان و انبیاء و اولیاء و افراد صالح حتما جلوی شما را خواهند گرفت حتما جواب می خواهند پس بیشتر به فکر باشید حواستان را جمع کنید 

خدا هوای تائب را داشت شما هم داشته باشید تا خیر و برکت زیاد شود خداهوای تائب را داشت و شاعر و نویسنده اش کرد شما هم هوایش را داشته باشید و درددلهایش را بخوانید 

صخا خدمتی همراه با صداقت وایمان می باشد  تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

ساده که باشی پشت حرف‌های آدم‌ها دنبال منظور نمی‌گردی، برای جواب دادن به آدم‌ها  دنبال هدف نمی‌گردی. ساده که باشی دنبال سود خودت نیستی، دنبال ضرر زدن به کسی که ازش بدت بیاید نیستی. ساده که باشی برای سلام دادن به آدم‌ها مشتاقانه چشمت دنبالشان می‌دود. ساده که باشی همیشه به دیگری حق می‌دهی. خودت خودت را توجیه می‌کنی… شاید ناراحت بوده، شاید مشکلی داشته. اصلا  شاید حق با او باشد. حالا چه اهمیتی دارد؟ این‌ها حرف‌هایی است که به خودت می‌گویی تا زودتر ناراحتی‌ات را فراموش کنی، تا نخواهی کسی را از دست بدهی…ساده که باشی زود به زود دلت برای آدم‌ها تنگ می‌شود. برای آن‌هایی که راحت با تو سرد می‌شوند. برای آن‌ها که بارها بخشیده‌ای و به روی خودت نیاورده‌ای، برای آن‌ها که عوض کارهاشان گله کنی بدهکار می‌شوی… در جواب اس ام اس هایت پاسخ شما؟! دریافت می‌کنی، اما هنوز دلت نمی‌آید اسم دوست‌های پنج سال پیش دانشگاهت را از لیست تماس‌های گوشی پاک کنی. ساده که باشی بچه بازی‌ها را یادت می‌رود، اما خوبی‌ها را فراموش نمی‌کنی. دوست داری خاطره‌های خوب را، عزیز نگه داری. ساده که باشی از یک سوراخ بارها گزیده می‌شوی …چون ساده بودن توی خون آدم‌هاست. ساده که باشی از اولش ساده‌ای، تا آخرش ساده‌ای…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۷
ابوالفضل ابراهیمی

حسرت گرما نماند بردل تائب چنین   سوزبی حد خزانها را تلافی می کنم 

با یک نفس گرم و عیسائی که مرده ها زنده می شوند و بی جان ها جان می گیرند صخا را افتتاح کردم و به نحو احسن و با رحم و غیرت و خجالت فراوان ادامه دادم 

و در انتظار دستهای غیب پروردگار ثانیه ها را می شمرم تا بتوانم از پس مشکلات فراوانی که کارهای انساندوستانه و انسانهای خیرخواه دارند بربیایم 

و این مهم همت و تبلیغ و تشویق شما عزیزان را می طلبد تا بتوانیم ابرمیلیاردرها و سوپرپولدارهای مهربان و خدا دوست را جذب و جلب صخا نمائیم و در کنار هم سوز و سرمای بی حد فقر و بدبختی ها را قابل تحمل کنیم و یک تن پوش گرم و گیرا برای قرض داران و دردمندان بشویم 

نفس همه نیکوکاران جهان مخصوصا تائب از برکت اشعار حافظ و آیات پروردگار گرم می باشد گرمائی که جان بخش و امیدوار کننده است هرچند که زمانی هم طول بکشد 

نفس همه فداکاران و جوانمردان جهان گرم و گیراست چون پشتیبانی بنام خداوند دارند 

و گول ظاهر نفس مغرضان و ناجوانمردان را هرگز نخورید که آنها پشتیبانشان شیطانها هستند و سرد و یخ است هرچند که چند صباحی گول زننده باشند اما عاقبت ندارند 

قدر نفسهای گرم و گیرای تائب را بدانیم که مایه عزت و برکت و خشنودی می باشد

نفس گرم تائب همه ابرمردان را جذب ابرسج خواهد کرد تا از اینجا به همه روستاهای جهان امید بدهیم و گلستان کنیم پای همه فیلمنامه نویسان را به صخا می کشانم تا از این داستان سریالها و فیلمهای پرفروش و جذابی بسازند داستان صخا و سریال صخا بهترین خواهد شد 

با همین نفس عرفانی و روحانی پای ابرمیلیاردرها را به صخا می کشانم پای بهترین مفسران جهان را به صخا باز می کنم 

صخا از معجزات علم و عرفان     صخا لطف و عنایتهای یزدان 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۷
ابوالفضل ابراهیمی

مزین گشته با نام ابوالفضل    صخا تسکین درد دردمندان 

وقتی که اینهمه ناتوان و گرفتار  قرض دار و دردمند اطراف من است با یک دنیا رحم و غیرت و خجالت قد علم کردم آری من ابوالفضل ابراهیمی هستم که به تقلید از ابوالفضل العباس مشک را برداشتم و به همه گرفتاران مخصوصا کشاورزان و دامداران زحمتکش و آسیب دیده از سرمازدگیها و خشکسالیها قول دادم که برایتان کاری می کنم و اینچنین شد که امروز مرا با یک مشک بدندان گرفته می بینید 

من با چنگ و دندان این مشک را باید به قرض داران و گرفتاران برسانم من از صورت آن عزیزان خجالت می کشم و از تیرهای ناجوانمردان هم ترس و واهمه ای ندارم 

و فریاد خودم را بلند کرده ام تا اینکه دانشمندان و ثروتمندان بزرگ را متوجه خودم کنم و ابرسج و همه روستاهای جهان را گلستان کنم 

من باید این مشک را صحیح و سالم و پر و پیمان به آنها برسانم و قلبهای همه را خشنود سازم اگر حمایت و همکاری شوم حتما این کار خواهد شد 

چه نام زیبائیست ابوالفضل (ع) و چه قدرت جاذبه ای دارد این دلاور و ماه بنی هاشم 

من به عشق ابوالفضل صخا را افتتاح کردم و با چنگ و دندان سالهای زیادی به مردم خدمت کردم هرچند تیرهای پرتابی آسیب هائی هم رسانده است اما این طبیعی است تا اینکه ابرمردانی هوشیار و بیدار و متوجه شوند و چه بهتر که از سراسر جهان متوجه این فداکاری گردند 

تا اینکه ره صدساله را یکشبه بپیمایم 

مزین گشته با نام ابوالفضل   صخا تسکین درد دردمندان 

دستهای جوانمردان قطع نخواهد شد چون خداوند یار و پشتیبان آنهاست و آن تیرهای پرتابی برقلب خودشان خواهد نشست هستند جوانمردانی در سراسر جهان که آن تیرها را به قلب پرتاب کننده های ناجوانمرد مغرض و مغرور و منفور برگردانند 

و این دستان ابولهب هاست که قطع می شود و نابود می شوند 

دستهای نیکوکاران از خداوند توان و نیرو انرژی می گیرند هرچند که سالها طول بکشد هرچند که جوروجفا ببینند هرچند که شاهد بی تفاوتیها و بی توجهیها باشند 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۰۹:۱۳
ابوالفضل ابراهیمی

تائب بهترین تفسیر را از آیات پروردگار داشت مخصوصا قرآن را که از آنجا که تفاسیرش هم زیاد دردسترس ما می باشد طبیعتا تحقیق و تفحص بیشتری داشتم و در عمل هم تفسیر کردم 

و علماء و دانشمندان زیادی از نزدیک شاهد جانبازی تائب بودند مخصوصا امام جمعه بسطام که شاهد پیاده رویهای من در سال 1374از ابرسج تا بسطام بودند 

و بارها تعریف و تمجید می کردند مخصوصا علماء ابرسج مثل مرحوم حاج آقای ذاکری و حاج شیخ اسماعیل حیدری که شاهد جانبازیها و ریاضتهای سخت و طاقت فرسای تائب بودند 

اما نباید تائب سرپرست صخا تا این حد غریبانه به فعالیت های قرض الحسنه اش ادامه می داد کسی که می توانست با اسم اعظم پروردگار در مدت کوتاهی ابرسج را گلستان کند و با پیشرفت و رشد و شکوفائی همه روستاهی جهان را گلستان کند 

اما متاسفانه آن ارزش و بهائی را که لازم بود ندیدیم و آن انتظار و توقعی که می رفت حاصل نشد و این را باید از آن عزیزان پرسید که چرا توجه و عنایت به یک عارف و عاشق و شاعر و نویسنده که بادست خالی و امکانات بسیار کم به این مقامهای بلند رسید نداشتند کسانی شاهد ریاضتهای تائب بودند که چهار پنج ساله بودند و اکنون در بهترین حوزه های کشور به مقامات والا رسیده اند 

کسانی تعریف و تمجید تائب را از پدربزرگها و مادربزرگهایشان شنیده اند و قصه امانتدرای و توانائیهای تائب را شنیده اند که آنزمان ده پانزده ساله بودند و اکنون صاحب نام و نشان شده اند امامتاسفانه توجهات و عنایاتشان به صخا بسیار کم بوده و یا اصلا نبوده است 

و با وجود دعوت تائب از آن عزیزان حتی در مجالسی که از سوی صخا در طول سال در حسینیه ابرسج گرفته می شود و علیرغم تبلیغ و تشویق صمیمانه حاج شیخ حسین معصومی سرپرست حسینیه سیدالشهداء ابرسج بازهم نتوانستیم نظر دانشمندان و بزرگان این روستا را به این مهم جذب و جلب نمائیم تا آنان که نفوذ و قدرت دارند پیام قرض الحسنه و خیریه تائب را به مفسران خوشنام آیات پروردگار برسانند و این جوروجفا قابل بخشش و قابل تحمل نبوده و نیست 

صخا خدمتی همراه باصداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

مفسران بزرگ جهان همین شعر تائب را تفسیر کنند آنوقت همه پی خواهند برد که بدون حمایت و همکاری دستان پیامبران بزرگ خداوند هم بسته بود چه برسد به تائب که انگشت کوچک آن عزیزان نمی شود و یک تار موی آنها نخواهد شد  

نباید مفسران بزرگ جهان تائب را که یک عارف و عاشق است و می تواند روستاهای جهان را گلستان کند در گوشه یک روستا که اطرافش افراد ضعیف و ناتوان هستند و چه از نظر مالی و چه از نظر فرهنگی در سطح بسیار پائینی قرار گرفته اند چون همه باسوادان کوچ کرده و توجه و عنایتی به این روستا نداشته اند غریبانه رها کنند تا بپوسد و ازبین برود 

تا در حسرت و آیا و امید باشد و سالها انتظار بکشد تا اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند این جوروجفا برتائب اصلا درست نیست و خیر و برکت شما را خواهد برد 

شما که در اوج توانائی بی تفاوت و بی توجه هستید و قدر و ارزش تائب را در صخا که بهترین تفسیر آیات خداست ندانستید و نخواهید دانست کاش بیدارتر و هوشیارتر عمل نمائیم 

خانواده و اطرافیان من بسیار فداکار هستند اما زبان تبلیغ و تشویق و تحریک آنها توانا نیست تا بتوانند صخا را خوب شرح دهند و همه بارها بدوش خودم می باشد مخصوصا همسر و فرزندان و برادرم که واقعا از دل و جان برای صخا مایه گذاشته اند و اعتبار و آبرویشان را وقف صخا کرده اند سلامتی خودشان را به خطر انداخته اند تا صخا رونق بگیرد و حرفی برای گفتن داشته باشد 

عزیزان تائب باید سرافراز و سربلند به مردم خدمات ارائه بدهد و این وظیفه دانشمندان و ثروتمندان معروف و مشهور است که قدر و ارزش تائب را با این کار ارزشمند بدانند

بی توجهی و بی تفاوتی بدترین جوروجفا به تائب بود که سالها شاهدش بودیم  وقتی بزرگان و توانایان جهان از تائب در اوج صداقت و ایمان و فعالیت و فداکاری حالی نپرسیده اند قرض داران و گرفتاران چه انتظاری از آنها داشته باشند واقعا شرم آور است و بسیار متاسفم 

دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار   وزان که با دل ما کرده ای پشیمان باش 

خموش حافظ و از جور یار ناله مکن    تو را که گفت که در روی خوب حیران باش 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۰۸:۳۶
ابوالفضل ابراهیمی

صخا ازمعجزات علم و عرفان    صخا لطف و عنایتهای یزدان 

صخا بوی الم نشرح گرفته      چه چیزی بهتر از آیات قرآن 

شروع کردم به نام حقتعالی  خودش باطل کند افکار شیطان 

بهترین مفسران آیات پروردگار را به صخا دعوت می کنم تائب سرپرست صخا هر سه روز یک ختم قرآن داشت و تمام تفاسیر بزرگان را مطالعه کرد و از کشکول شیخ بهائی و اشعار حافظ هم بهترین بهره ها را برد و نتیجه اینهمه همت و کوشش صخا شد 

صخا بهترین تفسیر از آیات پروردگار است که می تواند برای دانش طلبان و اهل تحقیق بهترین ارزشها و فایده ها را داشته باشد و در ادامه راه کمک بزرگی به آن عزیزان کند 

صخا یک تفسیر عملی از آیات خداوند است که می تواند دانشمندان بزرگ را مورد لطف و عنایت خودش قرار بدهد تا بهره های فراوانی ببرند 

صخا از معجزات علم و عرفان صخا لطف و عنایتهای یزدان 

یعنی بیا که آتش موسی نمود گل  تا از درخت نکته توحید بشنوی 

در کنج یک روستای دور افتاده با مردمی نه چندان توانا و دارا و از یک خانواده بسیار عیالوار و مستضعف یک نفر قد علم کرد و با وجود امکانات بسیار پائین از همه نظر خودش را در سطح جهانی بالا کشید و معروف و مشهور کرد هرچند زمان زیادی صرف این شهرت شد اما با عنایت دانشمندان و ثروتمندان بزرگ می تواند ره صدساله را یکشبه بپیماید 

چون معجزات علم و عرفان و عنایتهای یزدان شامل حال تائب سرپرست صخا گردیده است و از برکت اشعار حافظ و آیات قرآن امین و توانا گردیده است 

و همین دو ویژگی تائب را به انسانهای بسیار بزرگ و مفسران توانای دنیا وصل می کند 

پس از کسانی که اهل تحقیق هستند تقاضا دارم تائب را خیلی زود به مفسران خوش نام جهان معرفی نمایند تا معجزات علم و عرفان برهمه کس معلوم و واضح و روشن شود 

زندگی تائب و داستان تائب سرپرست صخا می تواند بهترین تفسیر آیات پروردگار مخصوصا داستان یوسف و موسی و دیگر پیامبران الهی گردد 

چون کسی که قربانی و مورد سوء استفاده مغرضان و مغروران و منفوران می گردد می تواند بهترین تفاسیر را برای آیات خداوند به ارمغان بیاورد 

صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد  تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید 

یعنی بیا که آتش موسی نمود گل  تا از درخت نکته توحید بشنوی 

سلام گرم و صمیمانه تائب سرپرست مجموعه قرض الحسنه و خیریه صخا را به مفسران خوش نام جهان برسانید تا از نزدیک شاهد یک تفسیر بسیار عالی و نمونه در جهان باشند 

دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار   وزان که با دل ما کرده ای پشیمان باش 

خموش حافظ و از جور یار ناله مکن  تو را که گفت که در روی خوب حیران باش 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۷
ابوالفضل ابراهیمی